خانه / مقالات / اصول مطالعه / چگونه می توان در کمتر از نیم ساعت یک کتاب را بلعید؟

چگونه می توان در کمتر از نیم ساعت یک کتاب را بلعید؟

آنتونیو مارکو ماگلیابچی، هم عصر اسپینوزا و سِر کریستوفر رن و سِر ایزاک نیوتن و لایب نیتز بود. او در ۲۹ اکتبر ۱۶۳۳، در فلورانس (زادگاه لئوناردو داوینچی ) متولد شد. والدینش آن قدر فقیر بودند که نمی توانستند او را برای تحصیل به مدرسه بفرستند. در سنین جوانی نزد یک میوه فروش محلی به شاگردی گذاشته شد. ماگلیابچی وقت آزاد خود را در فروشگاه، صرف سر درآوردن از نوشته های روزنامه ها و مجلاتی می کرد که از آن ها برای پیچیدن سبزیجات استفاده می شد.

یکی از مشتریان ثابت فروشگاه، کتاب فروش محل بود که به ماگلیابچی درباره ی تلاش های شاگرد قبلی مغازه خود برای خواندن خطوط هیروگلیف گفت. او ماگلیابچی را به کتابفروشی خود برد و ماگلیابچی بلافاصله توانست تقریباً همه ی کتاب های مغازه ی کتابفروشی را تشخیص داده و به یاد آورد. سرانجام ماگلیابچی با کمک کتابفروش توانست خواندن را به شکلی مناسب بیاموزد و شروع به ترکیب توانایی تازه کشف شده ی خواندنش با تکنیک های شگفت انگیز حفظ کردن کرد. او قادر بود تقریباً هر چیزی را که می خواند ( از جمله ، نقطه گذاری ها را ) به یاد آورد.

در آن زمان، نویسنده ی شکاکی تصمیم گرفت شهرت رو به افزایش این مرد جوان را در رابطه با حافظه فوق العاده اش به آزمایش بگذارد. از این رو، نسخه ی خطی جدیدی را، که امکان نداشت ماگلیابچی قبلاً آن را دیده باشد، به او داد و گفت برای سرگرمی و لذت آن را بخواند. ماگلیابچی برحسب وظیفه آن دست نوشته را با سرعتی قابل ملاحظه خواند و تقریباً بلافاصله آن را به آن شخص برگرداند و تأیید کرد که آن را به طور کامل خوانده است. کمی بعد از ماجرا، نویسنده تظاهر کرد که نسخه ی خطی اش را گم کرده است و از ماگلیابچی خواست که اگر می تواند به او در یادآوری بخشی از آن کمک کند. برای نویسندهه جای تعجیب و شگفتی بود، زیرا ماگلیابچی جوان توانست کل کتاب را برایش بازنویسی کند. در یادداشت ماگلیابچی هر کلمه و نقطه ای آوررده شده بود، گویا او آن را از روی نسخه ی اصلی کتاب کپی کرده است.

با گذشت زمان، ماگلیابچی به سرعت های بیشتر و بیشتری در خواندن دست یافت و تعداد بیشماری کتاب را حفظ کرد. سرانجام، او آنقدر به سبب سرعتش در جذب و بلعیدن اطلاعات معروف شد که کارشناسان در همه ی عرصه ها برای آموزش نزد او آمدند. هر وقت از او سوالی می شد، او با نقل قول کلمه از کتاب هایی که خوانده بودد و به طور خودکار آن ها را حفظ کرده بود، جواب آن سوال را می داد.

آوازه و شهرت او گسترش یافت تا این که سرانجام به استخدام دوک بزرگ توسکانی درآمد تا به عنوان کتابدار شخصی او عمل کند. ماگلیابچی تصمیم گرفت برای این که بتواند بر کل کتاب های کتابخانه مسلط شود، توانایی های تندخوانی اش را تقریباً تا حد یک موجود فوق انسان گسترش دهد. افراد معاصر او گزارش کرده اند که او می توانست به راحتی در یک صفحه « فرو » رود. ظاهراً، او کل مندرجات یک صفحه را فقط با یک یا دو مکث بصری جذب می کرد و از این رو، باعث حیرت کسانی می شد که اجازه داشتند او را به هنگام مطالعه نگاه کنند . او شهرت خود را با خواندن و حفظ کردن کل کتاب ها کتابخانه ای دوک افزایش داد. مثل همه ی نوابغ، با افزایش سن ، توانایی های ماگلیابچی هم افزایش می یافت. او هر چه بیشتر می خواندو حفظ می کرد، سریع تر می توانست بخواند و بیشتر می توانست به یاد آورد. این داستان به گونه ای پیش رفت که او در سال های آخر عمرش، در تختخوابش که با کتاب محاصره شده بود، دراز می کشید و هر یک از آن ها را در کمتر از نیم ساعت به نوبت می بلعید تا به خواب می رفت. این عادت او تا زمان مرگش در سال ۱۷۱۴ یعنی تا ۸۱ سالگی اش ادامه داشت.

اگر سیستم چشمی / مغزی ماگلیابچی چنین سرعت شگفت انگیزی در خواندن و حفظ کردن داشته، چرا بقیه ی ما در حول و حوش سرعت هایی که عملاً ما را در مقایسه با او بی سواد نشان می دهد می خزیم؟ پاسخ این سوال در عدم توانایی اولیه ما نهفته نیست، بلکه این حقیقت است که ما عملاً و ناخواسته خود را برای سرعت های پایین تربیت کرده ایم. به عبارت دیگر، ما نظام های اعتقادی، تمرین های مطالعاتی و عادت ها را به گونه ای سازگار کرده ایم که توانایی ما برای خواندن و درک در سرعت های بالا را نابود و تخریب سازد.

درباره ی مجید رشیدی

من مجید رشیدی،مدیر موسسه تندخوان دات کام،کارشناس ارشد کار آفرینی از دانشگاه تهران هستم،مهمترین انگیزه من از راه اندازی این وبسایت،کمک به افرادی است که می‌خواهند در زندگی به اهدافی بیشتر از متوسط دست‌پیدا کنند.

همچنین ببینید

پیش خوانی

روش صحیح پیش خوانی

پیش خوانی  – اگر جزو افرادی هستید که از ابتدای مطالعه ریز به ریز و …

۲ دیدگاه

  1. سلام.خواستم بابت وبسایت خوبتون ازتون تشکر کنم و امیدوارم باعث ایجاد انگیزه براتون بشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *